خیلی دوست دارم سه چیز رو به یه نفر یاد بدم:
جرئت اعتراف
قدرت عذرخواهی
پذیرش شکست...
اما وقتش رو ندارم!
(اه لعنت به این همه نقطه چین)
وقتی می خوام وبلاگ بنویسم نا خودآگاه فک می کنم الان دیگه نزدیکه 18 سالم بشه نکنه بگن چقد بچه س! تازه قراره از ۱۷ مهر به بعد بشینم فیلمای بالا ۱۸ سال رو از سالهای ۱۹۰۰ و اندی تا ۲۰۰۸ ببینم.
من که عوض نمیشم ادعای بزرگی هم نمی کنم.![]()
هنوز baby حرف می زنم![]()
هنوز عین دبستانی ها از رو صندلی های مدرسه می پرم![]()
هنوز به چرت و پرت علاقه دارم
هنوز وقتی بابا از بیرون میاد از سرو کولش بالا میرم و بوس میدم.
جووووووون!
هنوزم وقتی اسم کنکور میاد میگم اووووووه کو تا کونکور![]()
وقتی برم دانشگاه چی میشم ! ام خوب شاید یه کم فرق داشته باشم مثلا تا اون موقع موهام می ریزه و کچل میشم. وزنمم به اندازه 3 کیلو 700 گرم میشه (هم وزن نوزادیم
) با عینک ته استکانی و دندونای خلگوشی! خیلی هم خوش تیپم تازه!

یادم میاد چه دخمل شاد شنگولی بودم قبلنا... اما حالا خسته شدم
به خدا.......
خسته شدم از بس گند زدم...(((((((هر گندیم واسه خودش یه رنگ و بویی داره!)
![]()
اینم یه اس ام اس باحال:
|
اگر تو رو توی بیابون بکارند کاکتوس در میای اگهر تو رویا بکارند کابوس در میای تو کویر بکارند خیار شور در میای تو دل من اگه بکارند ... عمرا در بیای |
من و این همه بی طرفدار؟ محاله محاله! ![]()
کجایین نامرداااااااااا؟
ادامه مطلب
لینک نوشته| نوشته شده در ساعت توسط : Atoosa




